ابراهيم عاملي ( موثق )
301
تفسير عاملي ( فارسي )
از يحياى خرّاز حديث كرد كه علىّ عليه السّلام فرمود : همانطور كه خدا بر نادان فرا گرفتن علم را لازم كرده است بر علماء تعليم را واجب كرده است . چون من اين حديث را نقل كردم ، او چهل حديث براى من نقل كرد . زمخشرى : با اين آيه دليل ديگر لازم نيست كه مرد عالم بايد آنچه مىداند بگويد و به منظور اغراض فاسد آن را پنهان نكند چون خوشنودى دل فرماندهان ظالم و استفاده ى مال و سرمايه و يا بنام ترس و تقيّه كه هيچ دليل و نشانه اى بر آن ندارد و يا براى بخل و حسد كه ديگرى بمعلومات او عالم نشود . فخر : چون در آيات پيش به پيغمبر ( ص ) اعلام شد كه مخالفين شما را اذيّت مىكنند و شما بايد آن را تحمّل كنيد در اين آيه بيان كرده است كه يكى از آزارهاى آنها كتمان مقام تصديق شده ى شما است در تورات و انجيل . عبده : چون در آيات پيش بمسلمين دستور صبر و شكيبائى در برابر آزار داده شده است . به اين آيه آنها را متوجّه كرده است كه ديگران تحمّل نكردند و كتمان حقّ كردند و نتيجه ى بد خواهند ديد شما باخبر باشيد كه بسرنوشت آنها گرفتار نشويد . « ثَمَناً قَلِيلًا » 187 عموم مفسّرين نوشتهاند : مقصود استفاده هاى مادّى زندگى است . « فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ » 187 سعدى مناسب اين جمله گفته است : زيان مىكند مرد تفسيردان كه علم و ادب مىفروشد به نان بدين ، اى فرومايه دنيا مخر چو خرما بانجيل عيسى مخر « لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ » 188 ابو الفتوح : حميد با ياء قرائت كرده است ، يعنى گمان نبرند آن مردم . و بقيّه ى قاريها با تاء خواندهاند يعنى گمان مبر تو اى پيغمبر . طبرى : مروان حكم حاكم مدينه بود رافع دربانش را فرستاد نزد ابن عبّاس و گفت از او بپرس كه اگر هر كس شاد باشد به آنچه انجام نداده و بخواهد كه بر آن ستايش شود مستحق عذاب است پس ما همگى در عالم ديگر گرفتار خواهيم بود ؟